X
تبلیغات
تنهام گذاشتی....

تنهام گذاشتی....

...تسلیت قلب صبورم...

به قلب مهربانت بگو هیچ چیز یادت را از خاطرم نخواهد برد  حتی وجود فاصله ها
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 17:29  توسط نادر  | 

تو کسی ندیدم
 وقتی که با تو هستم پرواز میکنم من / دل پر زند به سویت وقتی که دورم از تو / از آسمان جانم با تو فقط پریدم / بال و پرم تو هستی، جز تو کسی ندیدم
تو رفتي و من شدم لحظه شمارت / دو قطره اشک مانده يادگارت
اگر برگشتي و من را نديدي / بدان که مرده ام از انتظارت . . .
در قید غمم،خاطر آزاد کجایی؟
تنگ است دلم،قوت فریاد کجایی؟
با آنکه زما هیچ زمان یاد نکردی
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
 هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند
هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند
پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 17:28  توسط نادر  | 

                    که دورم از تو / از آسمان جانم با تو فقط پریدم / بال و پرم تو هستی، جز   وقتی که با تو هستم پرواز میکنم من / دل پر زند به سویت وقتی          

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 17:26  توسط نادر  | 

در سایه دلشکستگی پیر شدم / غم خوردم و با غمت نمک گیر                                                                 شدم / تا آمدم آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 17:18  توسط نادر  | 

با لبي خاموش صدايت ميكنم “ كرجه دور هستي زمن باز از صميم دل دعايت ميكنم({})

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 16:40  توسط نادر  | 

♥ اكر دوتا بودي مي ذاشتمت روي جشام اما حالا كه يدونه اي مي ذارمت. توي قلبم ♥
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 16:38  توسط نادر  | 

بگو

 

    بگو... كدامين شاخه گل رابه خاطرمرامت تقديمت كنم

              كه وجودت شايسته تمام گلهاست

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 21:34  توسط نادر  | 

کاشکی

 

 کاشکی آسمون بودم فقط یه بار نگام کنی

من تشنه ی اینم که یه بار فقط صدام کنی

من یه کوهم بی تو دره

من همونم که برات هنوز نشسته

بی تو ابرم ولی بی بارون بارون

کاشکی میدونستی تشنم , مثل اون گل تو گلدون

عاشق تو بودن عشق نیست درده

مثل حرفای یه عاشق پشت پرده

من همونم که نگات کرد پشت نرده

تو یه روز برفی که میگفتی خیلی سرده

من همونم که نوشتم دوست داره روی ماسه

ولی تو پاکش کردی با پاهات آسه آسه

من دوست دارم اینو بفهم از تو نگام

من میخوامت , سخته گفتنش روی لبام

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 12:33  توسط نادر  | 

گهگاهی بیادت غزلی میخوانم،تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست

 

ازشب پرسیدم:چه بنویسم برای کسی که دوستش دارم،گفت:مگه بیکاری بگیر بخواب

 

یادت هست یادم دادی یادت باشم حالا یادت باشه یادت نره به یادتم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 22:27  توسط نادر  | 

از ماضی و مضارع ها خسته شدم... دلم حال ساده ی با تو بودن را میخواهد

             تمام جیزی که باید از زندگی¤اموخت تنها یه کلمه است"میگذرد" 
                                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 22:15  توسط نادر  |